X
تبلیغات
رایتل
یک نمی دانم
  
 آمرانه
 
زیر فرش
بسته بندی
 
پنج‌شنبه 7 آذر 1387

مسافر کوچولو پیامی بزرگ داشت بزرگ تر از بال یک پروانه شاید باغچه ی ما  

گل سرخ نداشت باد می آمد باد می آمد در باغچه ی خزانی ما چه بی موقع 

 گل داده این شاید نسترن باد می آمد باد می آمد وقتی که ایستاد چیزی 

چیزی از ما کم بود حالا این هوا هر چه قدر ابری هم شد باز باد از آن طرف که 

نمی وزد نه نمی وزد باز هم در این حفره کمی ابر بچکانیم بد نیست  

گوش هایم خواب می بینند خواب خنده که می پیچد می پیچد می پیچد  

هی می پیچد. حالا ببینیم ابر ها که رفتند سبک شده ایم یا نه ؟!


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
شمار قدم رنجه ی شما : 175345


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها