X
تبلیغات
رایتل
یک نمی دانم
  
 آمرانه
 
زیر فرش
بسته بندی
 
جمعه 29 تیر 1386
نگاه تو وقتی خطر ناک می شود

 

 

تو را دیدم

در میدان انقلاب

رفته بودم کتاب بخرم

ایستاده بودی

بر انداز ات می کردم

رفتی

مرا هم بردند

.

.

.

حالا باور نمی کنند

هر چه می گویم

من از کنار آن خواب ها رد نشدم

خواب های من سیاه و سفید است

و از جنس کرباس

کرباس اش راهم که در خیابان گاندی نبافته اند

سر من  هم قد این خواب ها  نمی شود

من اصلن بنان هم گوش نمی دهم!

من تا به حال شلوار ... کبریتی نداشته ام

من بچه حرف گوش کنی هستم!

دست به کبریت های بی خطر نم کشیده نمی زنم

عروسک قشنگ ام را هم روی هیچ رختخواب  مورد داری نخوابانده ام

 

خوب شد تو را ندیدند اگر نه

نگاه ات را

ضمیمه ی پرونده می کردند

می ترسم بخوابم خواب ببینم!

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
شمار قدم رنجه ی شما : 175350


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها